عبدالله مستوفى

93

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از سرحد بداخلهء روسيه بيايد و اگر موعد تذكرهء كسى سر ميرفت ، او را مجبور ميكرد كه تذكرهء اقامت بگيرد . دولت ايران هم ناچار بود باتباع خود براى رفتن بروسيه ، تذكرهء مرور ( گذرنامه ) بدهد و همين كه تاريخ گذرنامه كه يكسال بود بسر ميآمد ، گذرنامه را بتذكرهء اقامت تبديل نمايد . سابق بر اينها ، چون مسافر ايرانى بروسيه چندان زياد نبود ، دولت پاپى عايدى تذكره نبود و اگر چيزى از اين ممر عايد ميشد ، نصيب كنسولها و ويس كنسولها ميگشت كه البته سهم زيادتر از آن بسركنسول تفليس ميرسيد و سركنسول تفليس هم سهم شايانى بسفارت پطرزبورغ ميداد . اين عايدات حسابى نداشت ، تمبرى هم بتذكره‌ها نمىچسباندند و يك ورقه را به دو تومان يا سه تومان باتباع ميفروختند ، حتى شايد وقتى هم بوده است كه اين اوراق را خود سركنسولگرى تفليس چاپ ميكرده است . از ده سال به اين طرف ، همين كه دولت بعايدى اين ممر پى برد ، كم‌كم شروع بمحدود كردن دخل سركنسولگرى نمود . در اوائل امر ، مبلغى كه البته خيلى كمتر از ميزان درآمد اين كار بود ، مقاطعه ميگرفت . بعدا تذكره را هم در مركز چاپ ميكرد و براى سركنسولگرى ميفرستاد و از روى آن حسابى ميكرد و كم و زياد آن را بر ميزان مقاطعه ميافزود . ولى سه چهار سال اخير كه كار تحت نظم درآمده و چسباندن تمبر بتذكره و نگاهدارى حساب تمبر و اين بند و بساطها راه افتاده و عايدات تذكرهء ساليانه بسيصد چهارصد هزار تومان بالغ شده است ، در مركز وزارت خارجه هم يك اداره‌اى كه رياست آن با ميرزا جعفر خان يمين الممالك ( پدر يمين اسفنديارى ) است ، قائم شده و در تفليس هم رياست كار تذكره با آرنولد تبعهء آلمان است . اين شخص با سادگى كه دارد چون مدتى است در ايران و سابقا در كار تمبر پست و حساب آن وارد عمل بوده است ، كار را تا حدى بىعيب و غل و غش عهده مىكند . مشير الملك در ايام رياست كابينهء وزارت خارجه ، نظامنامه‌اى براى حق ويزا و ساير تصديقات كه اتباع بدان احتياج دارند ، نوشته و فعلا در همه كنسولگريها معمول و عايدات آن جزو تذكره و كار ، سكه و صورتى پيدا كرده است . باوجود اين بعضى از مأمورين ( بقول ميرزا عبد الجواد اصفهانى ) حروم پيشه پيدا ميشوند كه از گولى بعضى از مسافرين سوءاستفاده كرده ، تمبر بتذكرهء آنها نميچسبانند و پول آنها را بجيب ميزنند . در عشق‌آباد هم دولت ايران يكنفر مأمور با اداره و بندوبساط دارد كه ايران به او به نظر كنسول نگاه مىكند . ولى روسها چون از ساير دول در تركستان نميخواهند كنسول و مأمور بپذيرند و اگر بدولت ايران اين حق را بدهند ، ممكن است سايرين ، بخصوص انگليسها ، هم اين تقاضا را نموده ، در تركستان زمينه‌هاى نامساعدى براى پيشرفت مقاصد آنها تدارك كنند ، اين است كه مأمور ما را بعنوان سرپرست پذيرفته‌اند . ولى كار اين مأمور با كار كنسولگرى فرقى ندارد . در آنجا هم البته تمام ترتيبات كنسولگرى برقرار است ، زيرا اتباع ايران در تركستان هم زياد هستند . بالاخره در مسكو هم يك ويس كنسول نيمه مأمور و نيمه افتخارى در اين اواخر پيدا كرده بوديم . ميرزا نعمت اللّه ( هاشم‌اف ) نيمچه تاجر تبعهء ايران و بيحقوق ، در آنجا اين اسم را داشت . كار مهم اين ويس كنسول رسيدگى بزندگانى مادى جوانان ايران كه براى